نحله‌هاي عرفان

نحله‌هاي عرفان

نحله‌هاي سه‌گانه عرفان

بررسي دقيق آثار صوفيانه معلوم مي‌دارد كه تصوف از سه نظر كه در واقع مكمل يكديگرند، به حقيقت نهايي نگريسته است. برخي از صوفيان حقيقت وجود را اراده‌ي خود‌آگاه يافتند، برخي ديگر آن را زيبايي شمردند و برخي بدان فكر يا معرفت يا نور نام نهادند.

 

ادامه نوشته

هفت وادي عرفان ايراني

هفت وادي عرفان ايراني

طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحيد، حيرت، فنا

گفت ما را هفت وادي در ره است

چون گذشتي هفت وادي، درگه است

وا نيامد در جهان زين راه كس

نــيست از فـرسنگ آن‌ آگـاه كـس

چون نيامد باز كس زين راه دور

چـون دهندت آگـهي اي نـاصبور

چون شدند آنجايكه گم سر بسر

كـي خبـر بـازت دهد از بي‌خبـر

هست وادي طلـب آغـاز كار

وادي عشق است از آن پس،بي‌كنار

پس سيم واديست آن معرفت

پـس چهـارم وادي استغني صفت

هست پنجم وادي توحيد پاك

پس ششم وادي حيرت صعب‌ناك

هفتمين، وادي فقرست و فنا

بـعد از ايـن روي روش نبود ترا

در كشش افتي، روش گم گرددت

گـر بـود يك قطره قلزم گرددت

 

منطق‌الطير شيخ فريد‌الدين محمد عطار نيشابوري

ادامه نوشته

مرگ

در دولت عشق هم ستمها کردند

هر گوشه طناب دار بر پا کردند

با خون دلم لایحه ی مرگ مرا

امروز به جرم عشق امضا کردند

 

فریاد شدم زمانه خاموشم کرد

خورشید شدم ابر سیه پوشم کرد

دیگر تنها چاره ی من ناچاریست

آنگاه که مرگ هم فراموشم کرد

 

با خنده خبر گر زدل شاد دهی

ترسم که بهانه دست صیاد دهی

ای غنچه مبادا که دهن بگشایی

ترسم سر خویش را تو بر باد دهی