دلتنگی
دلتنگی
شعری که نوشته شده ست به نام دلتنگی
با خود می کشدم آرام به کام دلتنگی
چه شده ست مرا که اینسان به یکباره
همچون آهویی افتاده ام به دام دلتنگی؟
به سمند سرکش و مغرور من- به دلم-
چه رفته ست کین چنین گشته رام دلتنگی؟
حس غریبیست،
......................... آری، هوای گریه دارم باز
افسوس!
........................ که اشکم شده حرام دلتنگی
گقتم: "می برد تشنگی ام را" ، ولی افزود
شرابی که نوشیده ام من ز جام دلتنگی
شاعر! اوج نمیگیرد، این چنین غزل، هرگز
غیر از این چه توهمی ست ز اوهام دلتنگی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 10 AM توسط همراز
|
جان من سهل است جانم اوست