مکتب کابالا: خاستگاه فرقههای رازآمیز
مقدمه:
عبرتی از علل و عوامل انحرافات یهود در قرآن
«اگر در ميان تو امرى كه حكم به آن مشكل شود به ظهور آيد... آنگاه برخاسته به مكانى كه خدايت يَهُوه برگزيند برو* و نزد لاويان كَهَنه و نزد داورى كه در آن روزها باشد، رفته، مسئلت نما و ايشان تو را از فتواى قضا مخبر خواهند ساخت* و بر حسب فتوايى كه ايشان از مكانى كه خداوند برگزيند براى تو بيان مى كنند، عمل نما و هوشيار باش تا موافق هر آن چه بر تو تعليم دهند عمل نمايى* موافق مضمون شريعتى كه به تو تعليم دهند و مطابق حكمى كه به تو گويند عمل نما و از فتوايى كه براى تو بيان كنند، به طرف راست يا چپ تجاوز مكن*».
دين و دين دارى هيچ گاه از حيات مادى و معنوى انسان جدا نبوده است. دين به هر معنايى كه تعريف شود و تدين به هر شكلى كه ترسيم گردد، مقوله اى جدايى ناپذير از فرآيند تكاملى انسان است. شناخت مصاديق مقوله دين مستلزم پژوهشى ژرف در هفت آسمان معنوى و برچيدن خوشه اى از اين هستى روحانى است. در اين راه بايد از حصار تنگ تعصبات نابه جا كه مانعى بزرگ بر سر راه دين پژوهى است، رهيد و پاى در عرصه اى نهاد كه رنج تحقيق و تفحصِ آن را، سرانجامى شيرين و آكنده از رضايت و آرامش باشد.
نگاه ما در اينجا نگاهى پديدار شناسانه است و از حق و باطل و يا صدق و كذب گزاره ها كه وظيفه دين پژوهىِ ارزش داورانه است، سخن نمى گوييم.
محور و موضوع اصلى اين پژوهه، يكى از مؤلفه هاى اصلى شريعت يهود است: دينى كه به نظر صاحب اين قلم آموزه هاى مشترك آن با اسلام بيشتر از هر دين ديگرى است. برخلاف مسيحيت، كه مدعى است «يوغ شريعت» يهود مقايسه كرد، در عين حال كه ممكن است تفاوتهايى نيز با هم داشته باشند
نگاهى به خداشناسى یهود در قرآن مجید
عبدالرحیم سلیمانی*
اشاره
قرآن مجید خداشناسى یهود را در كنار دیگر تعالیم، متون مقدس و شخصیتهاى این دین، مطرح كرده و دربارة آن داورى كرده است. با اینكه قرآن اصل خداشناسى یهودى را مورد تأیید قرار داده است، اما در عین حال امورى را در این باره به یهودیان نسبت داده و آنان را مورد مؤاخذه قرار داده است. قرآن مجید به یهود نسبت میدهد که عزیر را پسر خدا خواندهاند، عالمانشان را رب خود گرفتهاند، خود را فرزند خدا دانستهاند، خدا را فقیر و خود را غنی خواندهاند، و به خدا نسبت بُخل دادهاند. برخی این پرسش را مطرح میکنند که یهودیان در كجا به چنین چیزى قائل بودهاند. آنان بر این باورند که این موارد، یا برخی از آنها را نمیتوان در متون موجود یهودی یافت. این نوشتار در پى آن است كه با بررسی موارد مطرحشده در قرآن، به این پرسش پاسخ دهد، که آیا موارد فوق به گونهای است که باید حتماً در متون یهودی ردپایی از آنها پیدا کرد و اگر اینگونه است آیا در این متون وجود دارد؟
مقدمه
یهودیت و یهودیان بیش از هر دین و قوم دیگرى در قرآن مجید مورد توجه قرار گرفتهاند. شخصیتهاى مهم، حوادث تاریخى، قوم اسرائیل، عقاید و اعمال یهودیان و نیز متون مقدس یهودى مكرر در قرآن مطرح شده، مورد داورى قرار گرفته و تأیید و تصدیق شده یا اینكه مورد نقد قرار گرفتهاند. مسلماً یكى از بحثهاى محورى، كه اتفاقاً مواضع دو دین در آن بیش از هر چیز دیگرى به هم نزدیك است، بحث خداشناسى است. خداشناسى این دو دین به حدى به هم نزدیك است كه میتوان آن را از مشتركات این دو به حساب آورد. قرآن مجید یهودیان را در کنار مؤمنان و حتی در صدر لیست اقوامى قرار داده است كه به خدا ایمان دارند. همچنین قرآن كریم با اشاره به این وجه اشتراک، یعنی یگانهپرستى و پرهیز از شرك، از پیروان این دو دین خواسته است تا بر مبنای این كلمه مشترك، به همگرایى روی آورند.
قرآن مجید در آیات متعددى متون مقدس یهودى را تصدیق كرده است. در بسیارى از این آیات آمده است كه قرآن یا پیامبر كتابهای موجود در نزد یهودیانِ زمان ظهور اسلام را تصدیق میکنند. همانطور كه برخى از مفسران قرآن نیز گفتهاند كتابى كه آن زمان در دست یهودیان بوده همین كتابى است كه اكنون وجود دارد؛ چراكه اولاً نسخههاى خطى متون یهودىِ مربوط به چند قرن قبل از اسلام که در موزهها نگهدارى مىشوند تفاوتى با نسخههاى فعلى ندارند و ثانیاً منطقة حجاز در هیچ زمانى آنچنان مركزیتى در یهودیت نداشته است كه بتواند كتاب را تغییر دهد و این تغییر باعث شود كه كتاب در سایر مراكز علمى یهود ــ كه در دیگر نقاط جهان بودند ــ تغییر كند؛ پس قرآن همین كتاب موجود را تصدیق كرده است. اما كسى كه قرآن و تورات و دیگر قسمتهاى عهد قدیم را مىخواند به روشنى مییابد كه این دو كتاب از تمام جهات هماهنگ نیستند؛ مثلاً داستان زندگى شخصیتهاى مشترك (مانند موسی، هارون، سلیمان و...) در این دو متن، بسیار متفاوت و حتی در تضادند. برخى از مفسران برآناند كه اگر قرآن این متون را تصدیق كرده است به سبب وجود اصول عقیدتى اساسى از قبیل خداشناسى و توحید در آنهاست. مسلم است كه اصل اساسى و زیربنایى اسلام كه بیش از هر چیز دیگرى مورد تأكید قرار گرفته خداشناسى و توحید است؛ پس اگر كتابى مورد تصدیق قرآن قرار گرفته باشد، هرگز نمىتواند خداشناسىاى را ارائه كند كه با خداشناسى قرآن تفاوت اساسى داشته باشد. مطالعة عهد قدیمِ موجود نیز نشان مىدهد كه قرآن مجید در خطوط اساسىِ خداشناسى با این متون اختلاف زیادى ندارد. با این حال قرآن مجید دربارة خداشناسى یهود یا امورى كه بهگونهاى با خداشناسى ارتباط پیدا مىكند، نكاتى را بیان کرده و امورى را به یهودیان نسبت داده و آنها را رد كرده است. یك یهودى مىتواند بپرسد كه ما در كجا چنین اعتقادى داشتهایم یا چنین سخنى را گفتهایم. در نتیجه این سؤال مطرح میشود كه آیا میتوان سندى در تأیید امورى كه قرآن مجید به یهودیان نسبت داده است یافت؟ در این نوشتار برآنیم كه به این موضوع، یعنى نقدهاى قرآن بر خداشناسى یهود، بپردازیم و شبهات موجود در این باره را طرح و بررسى نماییم. بحث را در چند محور پى مىگیریم؛ ابتدا موارد را مطرح كرده، سپس به بحثهایى مقدماتى مىپردازیم و پس از آن با تفصیل بیشتر به بررسى موارد خواهیم پرداخت.
یهودیان مانند اعراب و آشوریان ، از نژاد سامی هستند. زبان ، ادبیات ، فرهنگ ، آداب ، رسوم و اعتقادات این اقوام چنان به یکدیگر نزدیک است که دانشمندان معتقد شده اند اصل آنها به یک جا می رسد و برای بررسی و تحقیق در زمینه فرهنگ سایر اقوام سامی انداخت . مثلا اگر به بررسی ادبیات عرب مشغول باشیم ، با مطالعه و تحقیق در زبانهای عبری ، سریانی و حبشی در کار خود موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد.
از سابقه تاریخی قوم عبرانی اطلاع دقیقی در دست نیست . برخی دانشمندان معتقدند که نام ((عبرانی )) را که کنعانیان پس از ورود حضرت ابراهیم (ع ) به سرزمین کنعان به او داده اند و وی را عبرانی خوانده اند که بعدها جزو القاب او شد و لقب مذکور در خاندان وی باقی ماند؛ زیرا عبرانی از ماده ((ع ب ر)) به معنا گذر کردن از نهر می آید، به اعتبار این که حضرت ابراهیم (ع ) از ورود فرات عبور کرد و وارد کنعان شد.
برخی نیز معتقدند که عبرانی منسوب به عابر نیای حضرت ابراهیم (ع ) است . همچنین کسانی با توجه به نام آزر پدر (یا عموی ) آن حضرت ، گفته اند اصل خاندان وی آریایی است . اما دانشمندان این نظریه را تاءیید نمی کنند؛ زیرا از معنای لغوی واژه آزر در قرآن کریم و متون اسلامی اطلاع درستی نداریم . نام پدر ابراهیم (ع ) در تورات تارح است .