خداحافظ دوستان من
خداحافظ دوستان من
خداحافظ دوستان من
خداحافظ مهربانان
قطره هایی که روی گونه هایم می لغزند اشک نیست
دیشب
خاطرات با شما بودن را در کوچه قدم میزدم
باران بارید
من رو به آسمان کردم
باران در چشمانم بارید
این قطره ها را چشمانم برای شما از باران امانت گرفت
تا امروز با تمام تنهایی ام به شما هدیه کنم
این قطره ها سهم شما از باران دیشب است
اگر گونه هایم سرخ شده اند
اگر می لرزم
به خاطر سوز سرمای غربتی است که در چشمان شما دیده ام
من گریه نمی کنم
خداحافظ دوستان من
خداحافظ مهربانان
به گمانم همه ی ما آدمها یه زمانی رو لازم داریم دور از هیاهو و بحث تنها با خودمون سر کنیم، پس برای مدتی از حضور شما دوستان عزیز مرخص میشوم![]()
بدرود![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۰ ساعت 11 PM توسط همراز
|
جان من سهل است جانم اوست